بزرگی شهید

#خاطرات l بزرگی شهید
شهید برای ساختن مسجد (مهدیه) واقع در محل زندگیشان بدون مزد و چشم داشت خدمت میکرده است و از قول یکی از همسایه ها شهید وقتی درخیابان راه میرفته است به قدری سرش پایین بوده که این خانم می گوید پیش خودم گفنک خداکند زمین نخورد. خادم و کلید دار مسجد مهدیه وقتی در قید حیاتش بوده است و به گفته یکی از سرهنگ های سپاه که به ملاقات خانواده اش آمده بودند گفته است هر وقت به مشکلی برمیخوردم بر سرخاک این شهید عزیز میرفتم و طلب دعای خیر میکردم و به خانه نرسیده مشکلم برطرف میشده و سه بار تا اکنون امتحان کرده ام.

خاطره ای از عبدالرضا مولود زاده، برادر شهید حسین مولود زاده

http://shohadayenashenava.ir

کانال شهدای ناشنوا
@shohadayenashenava